محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
153
تاريخ الطبرى ( فارسي )
يافت كه بر مستمندان و عامه كسان وقف كرد . گويند وى نخستين كس بود كه به طب و نجوم پرداخت و سه پسر داشت كه بزرگتر سرم نام داشت و دومى طوج و سومى ايرج . افريذون بيم داشت كه پسران اتفاق نكنند و به يك ديگر تعدى كنند و ملك خويش را بر آنها تقسيم كرد و بر تيرها نوشت و بگفت تا هر يك تيرى برگيرند و روم و ناحيهء مغرب از سرم شد و ترك و چين از طوج شد و عراق و هند از سومى شد كه ايرج بود و تاج و تخت به دو داد و چون افريذون بمرد دو برادر به ايرج تاختند و او را بكشتند و سيصد سال پادشاهى زمين را ميان خود داشتند . گويد : به پندار پارسيان پدران افريذون تا ده پشت همه اثفيان نام داشتند ، از آن رو كه از ضحاك بر فرزندان خويش بيمناك بودند و روايت بود كه يكيشان بر ضحاك چيره شود و انتقام جم را بگيرد و اينان به لقبها ممتاز و شناخته بودند ، يكى را اثفيان صاحب گاو قرمز گفتند و اثفيان صاحب گاو ابلق و صاحب گاو چنان و چنان و فريدون پسر اثفيان پر گاو بود به معنى صاحب گاو بسيار ، پسر اثفيان نيك گاو يعنى صاحب گاوان خوب ، پسر اثفيان سير گاو ، يعنى صاحب گاوان چاق و درشت ، پسر اثفيان پور گاو يعنى صاحب گاوان به رنگ گورخر ، پسر اثفيان اخشين گاو يعنى صاحب گاوان زرد ، پسر اثفيان سياه گاو يعنى صاحب گاوان سياه ، پسر اثفيان سپيد گاو يعنى صاحب گاوان سپيد ، پسر اثفيان كبر گاو يعنى صاحب گاوان خاكسترى ، پسر اثفيان رمين گاو يعنى صاحب همه جور گله و همه رنگ گاو پسر اثفيان بنفروسن پسر جمشاد . گويند افريذون نخستين كس بود كه لقب كى گرفت و او را كى افريذون گفتند و معنى كى پاك باشد ، چنان كه گويند روحانى يعنى كار وى خالص و پاك است و به روحانيت پيوسته است و گويند كه معنى كى سود جوى باشد و به پندار بعضىها كى به معنى شكوه باشد و افريذون وقتى ضحاك را بكشت شكوه يافت .